باورها ورفتار مردم نقاط مختلف ایران٬در گذشته نه چندان دور برای طلب باران
شستن سر الاغ(زنجان)
سوزاندن استخوانهایی که از گورستان گرد آورده اند.
واژگون قرار دادن سه پایه زیر دیگ
چسباندن خمیر به پشت گوسفند(کرمانشاه)
چوبسواری یا سوار شدن بر شاخه ای به عنوان اسب(لرستان)
سوزاندن جمجمه خر(خراسان)
دزدیدن سه پایه از راه ورود به خانه از پنجره(خوزستان)
دزدیدن ناودان یا دولچه یا تنگ آب(سفالین٬چرمی٬یا فلزی).
ضرب گرفتن بر روی سینی که بر کرسی نهاده باشند.
خیساندن گلیم نماز در آب(مراغه)
نوشتن نام چهل کچل بر استخوان جمجمه خر٬گاو٬اسب؟یا شتر٬و نهادن آن در آب تا آمدن باران(ترکمن صحرا)
گذاشتن منبر مسجد٬در امامزاده٬جلد قرآن با مهر نماز در آب وبیرون نیاوردن آنها تا آمدن باران(مازندران وگیلان)
ترسیم انتظار

اینجا کنار دروازه شهر هوا سرد است، زمین پوشیده از برف در گرگ و میش صبح، با تلالوئی سیمگون می درخشد، اسبان قوی بنیه گردن کشیده در حالی که بخار از بینی آنها بیرون می پراکند آماده باش ایستاده اند، درکنارشان شیر مردانی دلاور با قامتی استوار، لباس رزم پوشیده و سلاح بر کف گرفته اند،
"آنها قومی هستند که با صبر و شکیبایی خود بر خدا منت نمی نهند و جانبازی خود را در راه حق بزرگ نمی شمارند، هنگامی که حادثه ای روی دهد و زمینه یاس پیش آید دیده هایشان را از برق شمشیر جلوه می دهند و به فرمان امامشان به پرودگار خود تقرب می جویند. آنها همگی شیران ژیانی هستند که از جنگلهای خود بیرون آمده اند، اگر اراده کنند که کوهها را از جای خود برکنند، بی تردید انجام می دهند، آنها به حقیقت توحید خدا راه یافته اند. برای آنها در دل شب از ترس خدا ناله هایی است چون ناله مادران داغ پسر دیده، که شب زنده داران در دل شب و روزه داران در طول روز هستند، گویی اخلاق و آداب آنها یکی است. دلهای آنها بر محبت و شفقت و خیرخواهی گرد آمده است. ” (روزگار رهایی، ج۱،ص۴۱۴)
در حالی که برق شمشیرهای صیقل خورده شان زیر اولین شعاع های خورشید چشم ها را خیره می سازد، با نگاهی نافذ و ابروانی گره خرده به آن دور دست ها خیره شده و افق را به جستجوی رسیدن تکسواری می کاوند: "الیس الصبح بقریب؟”(هود۸۱)
در جایی دیگر در آن ناپیداها، رادمردی سرو قمت، سیه چشم، گندمگون، با خالی بر گونه و سیمایی نورانی و ملکوتی به نماز ایستاده و دست به قنوت گشوده با اسبی زین شده در کنارش، گوش به فرمان ایستاده است.
در ملکوت بینهایت خدا، بر فراز عرش برین،فرشتگان و کروبیان، صف در صف، به ذکر و مناجات پرداخته، تسبیح گویان خود را برای نصرت و یاری او آماده می کنند.
در آن دوردست های نزدیک، در آن مکان لامکان، جایی که عقل و درک بشر بدان راه نمی یابد، پروردگار عالمیان، خداوند سمیع و بصیر و حکیم و علیم و عظیم، رب قادر سبحان و خالق قرآن، همو که عالِم ناآموخته است به صلاح وقت ظهور ولیش، فرموده: "فانتظروا انی معکم من المنتظرین" (اعراف ۷۱)
...همه به یک نقطه چشم دوخته و انتظار یک امر را می کشند، لحظه ظهور!
لحظه ها هم منتظرند
ای مظهر آدینه ام، من عاشق دیرینه ام، عشقت شفای سینه ام، مهدی بیا مهدی بیا
اولین سرود ملی ایران
هر طنینی برای ما زیباست بخصوص که مال آب و خاک خودمون باشه.
اولین سرود ملی سرزمینمون، بله اولین سرود !!!
همه شما فکر می کنید اولین سرود ما ای ایران بود اما اینطور نیست. اولین سرود ملی ایران سرود دیگری است که ازشما دعوت می کنم ضمن خواندن تاریخچه مختصر آن، این سرود رو بشنوید.
اولین سرود ملی ایران به دوره قاجاربرمی گرده. این سرود توسط موسیو لومر فرانسوی (موسیقی دان نظامی اعزامی به ایران در دوره قاجار) ساخته شده است. سرود ملی سرزمینمان برای پیانو نوشته شده و یک بار به هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار و در حضور وی در پاریس اجرا گردید و اجرای آن توسط ارکستر ملل اولین اجرای رسمی و ارکسترال آن است كه به پیشنهاد رهبر ارکستر در دوره حاضر ترانهای برای آن توسط بیژن ترقی سروده شد و به همراه خواننده اجرا گردید.
شعرسرود
عمریست که جهان تشنه عدالت است.
عمریست که جهان چشم براه دولت حق است.
عمریست که هستی در انتظار سامان است.
شنبه :
تاجران و ابناء دنیا، آمدند تا با مال و ثروت و زر و زیور، زخم های کهنه این جهان بی سر و سامان را تیمار کنند...
یکشنبه :
پرچم داران علم و دانش و صنعت، پای پیش نهادند تا با تکنولوژی و نظریات علمی، سعادت ونیکبختی را به بشریت هدیه نمایند...
دوشنبه :
زور مداران و نظامیان صاحب قدرت، به میدان آمدند و کوشیدند، آرامش را با زور بر جوامع حاکم سازند و صلح جهانی را با جنگ به جهان تحمیل نمایند...
سه شنبه :
حکومت مداران و سیاست پردازان، ادعا کردند که با طرح های پیچیده و تدبیرهای زیرکانه و رایزنیهای سیاسی، خواهند توانست نظم جهانی را حاکم سازند...
چهارشنبه :
صوفی مسلکان عرفان پیشه، پا به عرصه نهادند و کوشیدند با فلسفه بافی و معناگرایی و معرفت باطنی جهان را به حقیقت خود بازگردانند...
پنج شنبه :
دین مداران و مذهب گرایان نوین، به صحنه آمدند تا با قرائت خود از دین، هنجارهای جامعه را اصلاح و چرخ حکومت را برمدار دین بچرخانند و طعم عدالت و امنیت و آسایش را به بشریت بچشانند...
همه آمدند و رفتند؛ اما جهان همچنان تشنه مانده است، تشنه علم، عدالت، امنیت، حقیقت، سعادت، تشنه تو!...
جمـعه :
امروز نوبت توسـت؛ در همه احـوال، ما با گـردنی برافراشـته و سربلـند ایسـتادیم و ندا دردادیم که :
صاحبخانه سزاوارتر است به سروسامان دادن خانه؛
سعادت جهانیان را تنها، سعادت شناسان به آن هدیه خواهند کرد؛
خرمن این هستی آشفته را تنها، مرد کهن آن خواهد کوفت؛
کدخدای عالم، همانیست که خدای هستی به او کد خدایی بخشیده ؛
ما از پنجشنبه تا جمعه به او نازیدیم و به نامش فخر نمودیم،
و امروز بی هیچ شرط و نشانه ای، انتظار آمدنش را می کشیم،
آخر امروز جمعه است : و هذا یوم متوقع فیه ظهورک و الفرج فیه للمؤمنین علی یدک

دوربین!
مجلسی هست و شما در جمع دوستان و آشنایان نشسته اید و بساط شوخی و خنده و خاطره و حکایت گرم است که در همین وقت یکی از دوستانتان دوربین به دست همانطور که مشغول فیلم برداری است از در وارد می شود و ولوله ای در جمع به پا می گردد...
یکی لباسش را صاف و مرتب می کند، آن دیگری با موهایش ور می رود، نفر بعد دکمه یقه اش را می بندد، یکی هم دستهایش را جلوی صورتش می گیرد و می گوید که از من فیلم نگیر...
در این بین فریاد یکی هم بلند می شود که چرا بی اجازه فیلم گرفتی باید اول خبر می دادی و ...
با خود فکر می کنید به راستی این در معرض دید دیگران قرار داشتن چه حس عجیبی به انسان می دهد. به محض اینکه احساس می کنید چشمانی ناظر شما هستند، رفتارتان عوض شده و سعی می کنید ظاهری برازنده تر و برخوردی عابرومندتر داشته باشید، به این ترتیب آهسته برمیخیزید و جای خود را تغییر می دهید تا از میدان دید دوربین خارج شوید.
حالا دیگر کسی شما را نخواهد دید.
ولی آیا حقیقتا هیچکس؟!
هیچ کس شما را نخواهد دید؟!!!
آیا زمانی هست که ما کاملا از دید هر شاهد و بیننده ای دور باشیم؟!
در خلوت و تنهایی مطلق، و هیچ چشمی ناظر ما نباشد؟!
واقعیت اینست که ما در خلع زندگی نمی کنیم، بلکه در مخفی ترین مکانها نیز چشمانی ناظر ما هستند.
کدام چشمها؟
چشمان بزرگ امیر حکیم هستی، ولی و صاحب الامر کائنات، همو که عین الله فی خلقه است، چشم بینا و بیدار خداوند ابصر الناظرین است، او که در همه حال و همه جا شاهد و ناظر ماست :
چه آنگاه که به دعا و عبادت مشغولیم،
خواه آنزمان که در جمع دوستان فرصتهای خود را به بطالت و بیهودگی تلف می کنیم،
خواه آنگاه که دست محبت بر سر ایتام آل محمد(ص) می کشیم،
و یا در مجالس بزم و عروسی و شادیمان...
و نیز آنگاه که در مکتب درس و بحث و حدیث نشسته ایم...
جایی و زمانی نیست که چشمان بیدار و بینای حق از ما غافل باشد، او از ما غافل نمی شود حتی اگر ما خود از خویش غافل مانده باشیم.
امام زمان (عج) خود فرموده:
«انا یحیط علمنا بانبائکم و لا یعزب عنا شئی من اخبارکم»
ما به اخبار شما آگاهی داریم و چیزی از مسائل شما از ما پوشیده نیست.
(بحارالانوار ج۵۳ ص۱۵۷)
مایی که حضور یک دوربین فیلم برداری آرامشمان را برهم می زند و نگرانیم مبادا کسی یا کسانی ما را درحالتی که مناسب نیست ببینند، چگونه وجود و حضور این «عین الله الناظره» را نادیده می گیریم؟
چه حالی به ما دست خواهد داد اگر بدانیم در خلوتهای گناه آلودمان، شاهد معاصی ما بوده است و این خداوند است که در قرآن کریم می فرماید:
«و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون و ستردون الی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملوان» (توبه ۱۰۵)
ابان الزیاد نقل میکند به امام رضا (ع) عرض کردم برای من و اهل بیتم دعا بفرمایید.
پس فرمود آیا چنین نکرده ام؟
به خدا سوگند اعمال شما هر روز و شب بر من عرضه می شود.
من این سخن را سخت عظیم داشتم.
پس فرمود آیا این آیه را در قرآن نخوانده اید:
«هرچه می خواهید انجام دهید که اکنون خدا عمل شما را می بیند و رسول او و مومنین نیز...» (توبه ۱۰۵)
(نورالثقلین ج۲ص۲۶۲)
امام صادق(ع) فرمودند:
منظور از مومنون در این آیه(توبه ۱۰۵)حضرت امیرالمومنین (ع) و فرزندان آن حضرت می باشند.
(تفسیر جامع ج۳)



